نقش آژانس امنیت ملی در وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر

سه‌شنبه، ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ساعت ۹:۰۳ صبح

گزارش برخورد دو هواپیمای مسافربری به برج‌های «مرکز تجارت جهانی»۱ همگان را شوکه و بهت‌زده می‌کند. پس از آن برخورد یک فرورند هواپیمای مسافربری دیگر با مقر فرماندهی پنتاگون، به تشدید این شوک جهانی که بصورت زنده گزارش می‌شد، می‌افزاید.

لحظه برخورد هواپیمای دوم با برج‌های مرکز تجارت جهانی

لحظه برخورد هواپیمای دوم با برج‌های مرکز تجارت جهانی

انفجار برج‌های مرکز تجارت جهانی

انفجار برج‌های مرکز تجارت جهانی

تخریب برج‌های مرکز تجارت جهانی

تخریب برج‌های مرکز تجارت جهانی

مقر فرماندهی پنتاگون پس از انفجار

مقر فرماندهی پنتاگون پس از انفجار

بر اساس آمار ارائه شده، ۲۹۷۷ کشته و بیش از ۶۰۰۰ زخمی در پی این حادثه بظاهر تروریستی بر جای ماند…

آمریکا، طالبان را بعنوان متهم اصلی این «حمله تروریستی» اعلام کرد و حمله نظامی به افغانستان را با نام رسمی «عملیات بلند مدت آزادی»۲ آغاز نمود.

از همان ابتدا، بعضی از کارشناسان و تحلیل‌گران در جهان، این واقعه را نمایشی دانسته و دولت آمریکا را به جهان‌فریبی متهم ساختند.

این دست مواضع از سوی کارشناسان داخلی نیز مطرح شد. از جمله، «دکتر حسن عباسی» رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال با مطرح نمودن این شبهه که «القاعده بعنوان یک سازمان چریک صحرایی، توانایی ربودن همزمان ۴ فروند هواپیمای بویینگ ۷۶۷ را ندارد و از سوی دیگر کسانی مثل محمد عطا که از سوی آمریکا متهم شدند به انجام این عملیات، تنها سابقه ۱۲۰ ساعت پرواز با هواپیمای ملخ سم‌پاش را داشتند و این اصلاً با پیچیدگی و سطح مهارت لازم برای کنترل و هدایت نمونه هواپیماهای ربوده شده قابل قیاس نیست. همچنین یکی از ۱۰ سرفرماندهی ایالات متحده که «نوراد»۳ نام دارد موظف است هرگونه موشک یا هواپیما را که قصد نفوذ به خاک این کشور را دارد، قبل از ورود رهگیری و منهدم نماید ولی این در حالی است که آسمان ایالات متحده به مدت تقریبی ۲۰ دقیقه بدون حفاظت رها شده بود تا عملیات هایجک از لحظه شروع تا برخورد به اهداف، صورت پذیرد»؛ وقوع این حادثه از سوی القاعده و جریانات خارج از ایالات متحده را مشکوک و مردود دانست.

دکتر حسن عباسی، رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال

دکتر حسن عباسی، رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال

حقیقت ماجرا به مرور با اقدامات دولت جرج بوش روشن‌تر شد. «بهانه‌جویی برای حمله به منطقه غرب آسیا» بهترین دلیل این خودزنی آمریکایی‌ها بود.

مستندات بسیاری در قالب فیلم و مقالات مکتوب از سوی جریانات مختلف تحلیلی جهان منتشر گردید که ادله محکمی را در راستای نمایشی بودن ۱۱ سپتامبر ارائه می‌کرد.

از تحلیل فنی کارشناسان «عمران – تخریب» در ابرسازه‌ها که شیوه تخریب برج‌ها را کاملاً عمدی و توسط مواد منفجره دانسته‌اند گرفته تا غیبت بسیاری از افراد و پرسنل مراکز منهدم شده در روز وقوع حادثه که نشان‌دهنده آمادگی قبلی آنها برای وقوع چنین حادثه‌ای بوده است.

حتی وجود ۸ دوربین فیلم‌برداری حرفه‌ای که از تمامی زوایا پیش از رخ دادن انفجارها، برج‌های تجارت جهانی را فیلم‌برداری کرده‌اند و با کیفیت بالا از تمامی وقوع حادثه تصویر گرفته‌اند، مسئله‌ای مشکوک است.

بهر حال این واقعه چون در حوزه‌های مختلفی نمود داشته، تحلیل‌گران در حوزه‌های تخصصی‌شان از مهندسی عمران تا علوم نظامی نسبت به رد این واقعه نظریاتی قوی دارند.

اما نکته همواره مغفول این رخداد، عدم واکنش جدی از سوی ۱۶ سازمان عضو «جامعه اطلاعاتی»۴ ایالات متحده آمریکاست که هر کدام بویژه CIA، FBI و NSA همه چیز را برای جلوگیری از حملات تروریستی رصد می‌کنند.

آژانس امنیت ملی (NSA) - آژانس اطلاعات مرکزی (CIA) - اداره تحقیقات فدرال (FBI)

آژانس امنیت ملی (NSA) – آژانس اطلاعات مرکزی (CIA) – اداره تحقیقات فدرال (FBI)

زمانی که پس از وقوع ۱۱ سپتامبر،  کمیته تحقیق ۱۱ سپتامبر تشکیل شد، مأموریت یافت که گزارش برآورد اطلاعاتی دستگاه‌های امنیتی کشور را جمع‌آوری و تجمیع کند. در این بین گزارش‌های رسیده از سوی CIA و FBI بطرز عجیبی از اطلاعات مفید تهی بود و بیشتر نوعی انبوه‌سازی اطلاعاتی را رقم زده بودند. اما نکته مهم‌تر، جای خالی گزارش «آژانس امنیت ملی»۵ بود. در آن زمان «ژنرال مایکل هایدن»۶ فرمانده این سازمان بود و هر بار با وی در خصوص ۱۱ سپتامبر مصاحبه می‌شد، از ارائه پاسخ شفاف طفره ‌می‌رفت. دیگر مقامات این سازمان نیز سکوت کرده بودند.

اما این سکوت به چه معنی بود؟ بی‌اطلاعی و عدم موفقیت آژانس امنیت ملی آمریکا در جمع‌آوری اطلاعات پیش از وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر؟ یا همکاری این سازمان در اجرای حادثه؟

پاسخ به این سؤال توسط خانم «النور هیل»۷، «مدیر کمیته تحقیقات کنگره درباره ۱۱ سپتامبر»۸ در مستند «کارخانه جاسوسی»۹ داده شده است. وی ابراز داشته: «ما واقعاً شگفت‌زده شدیم وقتی متوجه شدیم که آژانس امنیت ملی چنین اطلاعاتی را در اختیار داشته و تروریست‌های مظنون را پیش از وقوع حادثه ردیابی کرده است و همچنین اطلاعاتی از تسهیلات و امکانات آنها در مرزهای ایالات متحده بدست آورده. اینها دقیقاً همان اطلاعاتی است که سازمان‌های جاسوسی ما به آن نیاز داشتند. چرا آن را به اشتراک نگذاشتند؟»

النور هیل، مدیر کمیته تحقیقات کنگره درباره 11 سپتامبر

النور هیل، مدیر کمیته تحقیقات کنگره درباره ۱۱ سپتامبر

همچنین در مصاحبه‌ای دیگر، «مارک روسینی»۱۰ «عامل نظارتی اداره تحقیقات فدرال»۱۱ در خصوص دقت اطلاعات آژانس امنیت ملی نسبت به تروریست‌ها پیش از وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر بیان داشت: «هیچگاه چنین امکانی هرگز تکرار نمی‌شود که شما بتوانید تا این حد به زندگی کسی نزدیک شوید!»

مارک روسینی، عامل نظارتی FBI

مارک روسینی، عامل نظارتی FBI

«جیمز بامفورد»۱۲ نویسنده کتاب «کارخانه سایه»۱۳ در خصوص اطلاعات آژانس امنیت ملی نسبت به وقوع ۱۱ سپتامبر اینچنین گفت: «به طرز غیر قابل باوری، آژانس امنیت ملی هرگز گزارشی به اداره تحقیقات فدرال ارائه نکرد مبنی بر اینکه تماس‌های داخل خاک آمریکا از سوی تروریست‌ها چه مقاصدی در پی داشته! ما هرگز علت این کتمان را نفهمیدیم. هیچ شخصی از داخل آژانس امنیت ملی در این مورد گفتگو نکرد و کمیته ۱۱ سپتامبر نیز چنین گزارشی ارائه نداد. آنها حتی توضیح ندادند که دو تروریست در داخل خاک آمریکا چگونه تماس برقرار می‌کرده‌اند در حالی که باورش واقعاً سخت است. احتمال زیادی دارد که آژانس امنیت ملی این اطلاعات را نادیده گرفته است!»

جیمز بامفورد، نویسنده کتاب کارخانه سایه

جیمز بامفورد، نویسنده کتاب کارخانه سایه

با توجه به مصاحبه‌های فوق و دیگر اسناد موجود در مورد چگونگی عملکرد آژانس امنیت ملی نسبت به ۱۱ سپتامبر، این اطمینان بصورت کامل بدست می‌آید که این سازمان اطلاعاتی، بخشی از هماهنگی‌های لازم برای رخ دادن ۱۱ سپتامبر را بر عهده داشته است.

وظیفه اصلی آژانس امنیت ملی تأمین و تغذیه اطلاعاتی دیگر سازمان‌های امنیتی آمریکا از جمله CIA و FBI است اما در خصوص واقعه ۱۱ سپتامبر از این وظیفه سرپیچی نموده و هرگز نیز گزارشی برای این تخطی نداده است.

از طرف دیگر کلیه تماس‌های سایبری و دیجیتالی جهان بخصوص درون خاک ایالات متحده توسط این سازمان کنترل و ضبط می‌شود. پس صد در صد پیش از وقوع ۱۱ سپتامبر، اگر اشخاصی درگیر انجام این موضوع بوده‌اند، آژانس امنیت ملی از آن با خبر بوده. تنها به این دلیل می‌توان سکوت ژنرال هایدن را توجیه نمود.

با استنادات و توضیحات فوق دو مسئله مهم اثبات گردید:

الف) دولت آمریکا از وقوع حادثه با خبر بوده و این واقعه به هیچ وجه یک حمله تروریستی غافلگیرانه نبوده است.

ب) آژانس امنیت ملی در تسهیل وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر نقش حائز اهمیتی بر عهده داشته.

اما سؤالی که همچنان باقی است نسبت به نتیجه نخست، اینست که «آیا این عملیات از سوی القاعده بوده و دولت آمریکا تنها اجازه انجام آن را داده است تا به بهانه مد نظر خود برسد یا اینکه از اساس طراحی این عملیات در درون دولت جرج بوش صورت پذیرفته و اسم بردن از القاعده تنها برای تعیین مسیر لشکرکشی به سمت جنوب غرب آسیا است؟

در این خصوص نیز استدلالات و مستندات زیادی دال بر درونی بودن این واقعه ارائه شده است. اما یکی از مهم‌ترین مستندات تولید شده در این راستا، فیلم «عملیات ترور»۱۳ اثر «آرتور سی. الیویر»۱۴، شهردار شهر «بلفلوور»۱۵ در کالیفرنیا و نامزد معاون اولی ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۰ است که با صراحت بر اساس مستنداتش، اثبات می‌کند این عملیات از سوی جرج بوش و معاونان سطح اولش برنامه‌ریزی شده و حدود ۴ سال طراحی آن بطول انجامیده است تا نهایتاً در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به اجرا در آید.

آرتور الیویر

آرتور الیویر، شهردار بلفلوور کالیفرنیا، سازنده مستند عملیات ترور

در واقع وی اذعان می‌دارد آمریکا برای اینکه بتواند در شروع قرن ۲۱ میلادی، شروعی تازشی داشته باشد و صده پیش‌رو را برای خودش تضمین کند، دست به چنین اقدامی زده است.

در اثر وی نقش شخص رئیس‌جمهور جرج‌یوش، دیکچنی معاون اول، وزیر دفاع و بعضی دیگر از سران حکومتی بوضوح به تصویر کشیده شده است.

آرت الیویر در سفری به ایران، بصورت مستقیم درباره چگونگی تهیه این مستند و جمع‌آوری اطلاعات پایه آن توضیح داد.

آرت الیویر در ایران

آرت الیویر در ایران

بطور خلاصه اینگونه جمع‌بندی حاصل می‌شود که ایالات متحده آمریکا برای در اختیار گرفتن قدرت منطقه جنوب غرب آسیا و تحکیم منافعش در کشورهای منطقه، نیاز به استقرار نیروی نظامی در این منطقه داشت اما از طرفی برای افزایش ضریب همکاری و استقبال داخلی مردم آمریکا از هجوم نظامی و تبعات آن خصوصاً سقوط اقتصادی ناشی از هزینه‌های جنگی و از طرف دیگر، آماده‌سازی اذهان عمومی جهان و ائتلاف جهانی برای حمله به کشورهای جنوب غرب آسیا، بهانه‌ای در سطح جهان لازم بود.

این بهانه در قالب طرح‌ریزی واقعه ۱۱ سپتامبر از سوی دولت آمریکا به وقوع پیوست و در نتیجه آن حمله به افغانستان، عراق و سوریه انجام شد.

دقیقاً چنین فضایی در سخنرانی «جیمز ولسی»۱۶ رئیس وقت CIA در دانشگاه کالیفرنیا بیان شد و ابراز داشت: «وضعیت ایالات متحده با ۲۲ کشور شفاف خواهد شد که در صدر آنها افغانستان، عراق، ایران و سوریه قرار دارد.»

جیمز ولسی

جیمز ولسی

از این رو حتی روشن می‌شود که هدف اصلی ۱۱ سپتامبر، اشغال ایران بوده ولی به دلیل توان بالای بازدارنگی جمهوری‌اسلامی ایران، پس از حل معادلات نظامی در شبیه‌سازی جنگ علیه ایران و اجرای رزمایش «چالش هزاره»۱۷ در خلیج‌فارس از سوی ارتش آمریکا این نتیجه به دست آمد که رویارویی با ایران برای آمریکا غیر ممکن است.

اجرای «کودتای سایبری» توسط آژانس امنیت ملی و همکاران جهانی‌اش بر ضد جمهوری‌اسلامی ایران که بخشی از توضیحات مرتبط با آن در فروردین ۹۳ توسط «مرکز تحقیقات پیشرفته ضد تروریسم»  از سوی همین پایگاه منتشر شد در راستای جبران شکست پیش از حمله به ایران است و  این مهم را متذکر می‌شود که آژانس امنیت ملی، همچنان در راستای تسهیل وقوع اهداف ۱۱ سپتامبر که اشغال ایران بوده است، در تلاش جدی است و شاید محوری‌ترین و مهم‌ترین دستگاه امنیتی – اطلاعاتی آمریکا در وقوع ۱۱ سپتامبر و جریانات پس از آن است در حالی که کاملاً مغفول و مسکوت باقی مانده.

[divider]

۱- World Trade Center

۲- Operation Enduring Freedom

۳- North American Aerospace Defense Command (NORAD)

۴- Intelligence Community

۵- National Security Agency

۶- Michael Hayden – Four Stars General of US Air force

۷- Eleanor J. Hill

۸- Congressional Joint Inquiry on the September 11 Attacks

۹- Spy Factory

۱۰- Mark Rossini

۱۱- FBI Supervisory Agent

۱۲- James Bamford

۱۳- The Shadow Factory

۱۴- Arthur C. Olivier

۱۵- Bellflower

۱۶- James woolsey

۱۷- Millennium Challenge 2002

 

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.